تبليغاتX
به وبلاگ طرفداران پرسپولیس خوش آمدید پرسپولیس طوفان آسیا




روز من

سلام

امروز چه روز خوبی بود.صبح که از خواب بیدار شدم یه کمی استرس داشتم ولی ته دلم روشن بود.تلفن زنگ خورد مامان بزرگ بود گفت عمه زهرا کوچولوش به دنیا اومده...وای که چقدر خوشحال شدم این کوچولو میشه تنها دختر عمه من ...ولی کوچولومون هنوز اسم نداره ...یعنی مامان وباباش بین چند تا اسم موندن(هلیا،آویسا،آریسا،آیسا،سها،سنا،یسنا)ماشالله این اسما کم نیستن ولی خب سه تاش که تلفظاشون نزدیک به همه ولی خب معنی هاشون که فرق داره...برای اطلاع شماعزیزان،هلیا:شکوفه هلو،آویسا:رنگین کمان،آریسا:دختر آریایی،آیسا:مانند ماه،سها:کوچکترین ستاره،سنا:ستایش،یسنا:ستایش

البته من از آریسا وآرشیداویسنا خوشم اومد.آرشیدا هم یعنی آریایی زیبا یعنی معنیشونو دوست دارم .

شما هم نظرتونو بدید خوشحال می شیم...اگه اسم قشنگ ومعنی داری هم می دونید بگید.فردا می رم دیدنش نمی دونم چه شکلیه ولی حتما شبیه همه نوزاداس.

خدا برا پدر ومادرش حفظش کنه ...البته اینم بگم خانواده پدری من خانوده جوانی هستن وعمه زهرا 4سال از من بزرگتره.

گفتم صبح که از خواب بیدار شدم یه کم استرس داشتم.چون امروز نتیجه های نهایی میومد.خدارو شکر اومد ومن راحت شدم وتونستم نتیجه خوبی هم بگیرم کارشناسی گرافیک روزانه شریعتی تهران.خدارو شکر می کنم که راحت شدم وحالا می تونم در رشته مورد علاقم تحصیل کنم.

نیلو جونم هم قبول شد البته از قبولیش یه خرده ناراحت بود چون اهواز قبول شده واونم استادمون زورش کرد که این شهر وانتخاب کنه...البته من بهش گفتم که این خیلی خوبه چون هم روزانه هست هم کارشناسی و اهوازم شهر خوبیه...فقط یه خرده دوره ....والبته 4سال کوچولو دوری از خانواده که همه عادت می کنند.

نیلو جونم از اینجا هم بهت تبریک می گم...

خلاصه این از امروز ما...

راستی من برد پرسپولیس مقابل استقلال و به همه تبریک نگفتم ...پس تبریییییییییییییییییییک.

 

|+| نوشته شده توسط ๑۩۞۩๑ سمیرا پرسپولیسی๑۩۞۩๑ در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388 و ساعت 19:24 |


هیاهوی سبز
دیشب بود انگار،نه، شب پیش از دیشب،اصلا چه فرقی می کند؟شبی از همین شب ها بود!هرچه بود شب بود.

خدا بود،من بودم وبغضی درگلو.خدابود،من بودم و آرزوی شرشر باران.خدا بود، من بودم وآهنگ لرزان صدا.خدا بود، من بودم و گونه های تر.

خدا هست....

خدا، از این روزگار تلخ دلگیرم،نه روزگار خود به خود تلخ نشد.

آدم هایی (اگر بشود اسم آدم را رویشان گذاشت)هستند که تلخ کردند روزگارم را، نه، روزگارمان را،چون ما بی شماریم

ما،این هیاهوی سبز

ما،عاشورائیان حسین

ما،عاشقان حسین

خدایا...

کجاست نغمه عشق ونسیم آزادی؟

توئی تنها که می خوانی قتل عام وخون پامال تبار آن شهیدان را

توئی تنها که می فهمی

زبان و رمز چگور نا امیدان را

 

***********

به عبث هرچه درو کردید آواز مرا

باز هم سبزتر از پیش

می بالد آوازم

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ๑۩۞۩๑ سمیرا پرسپولیسی๑۩۞۩๑ در شنبه دوازدهم دی 1388 و ساعت 12:30 |
روز من
هیاهوی سبز
دوداستان آموزنده
مهرگان مبارک
نقاشی های کف خیابان
بدون شرح
به خودتان بیایید
چهل روز گذشت
نذر حضرت ابوالفضل یا اعتراض
همه ما یک روز پیشت میایم

لحظه تحویل سال 1388 به وقت تهران؛ ساعت ۱۵ و ۱۳ دقیقه و ۳۹ ثانیه روز جمعه ۳۰ اسفند ۱۳۸۷ هجری شمسی مطابق با ۲۰ مارس ۲۰۰۹ میلادی